السيد موسى الشبيري الزنجاني

4132

كتاب النكاح ( فارسى )

از اين عبارت استفاده مىشود كه پدر و جدّ بر صبى ولايت ندارند پس اگر او را تزويج كردند فضولى و اصل نفوذ عقد متوقف بر اجازهء اوست . 5 ) همچنين از كلام شيخ طوسى نيز در تهذيب و استبصار كه روايات خيار داشتن صبى و صبيه را ردّ مىكند استفاده مىشود كه مورد بحث خيار صبى و صبيه به نحو اختيار اصيل در عقد فضولى بوده و از روايات چنين معنائى توهم مىشده و ايشان چنين معنائى را ردّ مىكنند . كأن اگر چنين خيارى ثابت نباشد عقد لازم خواهد بود . گرچه صاحب حدائق به كلمات علماء مراجعه نمىكند اما ممكن است به تهذيب مراجعه كرده و به نظر ايشان آمده كه آنچه مورد بحث است همان چيزى است كه از بعضى روايات نيز توهم مىشود و يا بعضى از روايات بر آن دلالت دارد يعنى فضولى بودن عقد ولىّ بر صغير و صغيره ، و سپس براى ابطال اين نظر به رواياتى كه حكم به صحت كرده ، استدلال نموده و از طريق اطلاق آنها فضولى بودن عقد بر صبى را انكار كرده بدين وسيله لزوم عقد را اثبات نموده است . اما در مقابل اين تعابير ، كلمات برخى از فقهاء متنازعين در مسأله در مورد كلمه خيار كالصريح است كه منظور از خيار فسخ ، تنها خيار داشتن به نحو خيار اصيل در عقد فضولى نيست بلكه اگر عقد را صحيح هم بدانيم لزوم و يا خيارى بودن آن محل تأمل است . 1 ) شيخ در نهايه مىفرمايد : متى عقد الرجل لابنه على جارية و هو غير بالغ كان له الخيار اذا بلغ و متى عقد الابوان على ولديهما قبل ان يبلغا ثمّ ماتا يتوارثان ترث الجارية الصبى و الصبى الجارية « 1 » و در سرائر درباره اين مطلب مىفرمايد كه و هذا صحيح به غير خلاف بين اصحابنا . « 2 » شيخ در عبارت نهايه همانطور كه حكم به توارث صغيرين قبل از بلوغ مىنمايد ( كه البته به تصريح صاحب حدائق توارث به معناى صحت عقد است ) در عين حال كلمه خيار نيز تعبير مىكند و از اينجا معلوم مىشود مرحوم

--> ( 1 ) - نهاية : ( 2 ) - سرائر ، 2 / 566